الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
334
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
اميرالمؤمنين عليه السلام را مانعى نيست از اينكه يك نفر از اهلبيتش را فرمان سخنگفتن دهد ، زيرا كسى از سران نماند ، مگر اينكه سخن گفت . مىگويد : روزى على عليه السلام در بين منبرش نگاهى به پسرش حسن كرد و فرمود : « حسنجان ! برخيز و دربارهء ايندو مرد : عبداللَّهبن قيس و عمروبن عاص ، حرف بزن ! پس حسن عليه السلام به پا خاست و فرمود : اى مردم ! شما دربارهء ايندو نفر زياد حرف زديد ، درحالى كه ايندو نفر فقط تعيين شدند تا كتاب خدا را بر هواى نفس حاكم كنند ، ولى آنها هواى نفس را بر كتاب خدا حاكم كردند ! و هر كه چنين باشد نام حَكَمْ را نمىشود بر او گذاشت بلكه او محكوم است ! به راستى كه عبداللَّهبن قيس ( ابوموسى ) خطا كرد ، چون اختيار را به دست عبداللَّهبن عمر داد ، از اينرو در سه خصلت خطا كرد : يكى اينكه با پدرش مخالفت كرد چون بهخاطر اينجهت از او راضى نبود و او را از اعضاى شورا قرار نداد ، و ديگر اينكه او را مشاور خود نساخت و مأموريتى نداد و سوم اينكه مهاجران و انصارى كه مأموريت و فرمانروايى مىدادند دربارهء او همرأى نشدند و حكومت بر مردم را به او نسپردند ! اما حكميّت ، پيامبر عليه السلام سعدبن معاذ را در ميان بنىقريظه حاكم ساخت و او بر آنچه رضاى خدا بود و ترديدى نداشت حكم كرد ، و اگر او بر خلاف رضاى خدا حكم مىكرد ، رسولخدا صلى الله عليه و آله او را انتخاب نمىكرد » .